هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
342
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بزرگ به استقبال جناب مستطاب آقاى « ثقة الاسلام » آمده ، در همهجا بود ، تا از كشتى بيرون آمده ، در كنار رودخانه در مهمانخانهء ممتازى منزل شد . چهارشنبه دوازدهم ربيع الثانى 1297 [ ه . ق . ] امروز ، جناى آقاى « ثقة الاسلام » با 4 نفر ديگر با واگونهاى كالسكه بخارى كه صبح به « تفليس » رفتنى بود ، از اسكلهء « پوتى » عزيمت فرموده ، و ساير ملتزمين را با احمال و اثقال قرار شد كه با كالسك [ ه ] هاى بخارى ، عصر حركت دهند . اوايل راه ، تا چند « استاسيون » ، همهجا [ در ] طرفين خط راهآهن ، سبز و خرم بود ؛ على الخصوص اطراف رودخانهء « ريون » ، كه تا چندين فرسخ در امتداد راه جارى مىشد [ و ] صفايى داشت ، كه به تحرير نمىآيد . به همين حالت ، سيركنان تا به گردنهء كوه « سيرام » رسيديم . كوه مزبور منشعب از كوه « گازبيك » ، كه مشهور به « قاف » است . قلل آن از بلندى همواره با ابر و برف مجاور است . در زمستان ، تمامى او را برف به حدّى مىپوشاند كه عبورومرور را از وسط آن كوه مسدود مىسازد . در اين فصل زمستان هم برف آنقدر بود كه 5 روز تمام ، ما بين استاسيون « لولى » و « غوم » را مسدود نموده بود . آنقدر برف بود كه منازل مستحفظين راه و تلگراف را تمام پوشانيده بود . ارتفاع برف از زمين در اكثر مواضع آنقدر بود كه عمل [ ه ] جات ، خط آمدوشد راهآهن را پاك كرده بودند ، [ و ] مثل كوچه شده ؛ كالسك [ ه ] هاى راهآهن ، كه از وسط آن عبور مىكردند . برف با سقف آنها يكسان بود . حوالى غروب ، بعد از گذشتن از استاسيون « غورى » « 1 » ، هوا منقلب شد . برف شروع به باريدن نمود و به حدّى سرد شد كه در واگونها نشستن ، خيلى سخت بود ، زيرا نه امكان آتش افروختن بود و نه در توى واگونها قرار گرفتن . سه استاسيون ديگرى را به حالت انجماد طى كرده ، بعد از آن تخفيفى در شدت سرما شده و هوا رو به اعتدال گذاشت . بعضى از همراهان چنان توهم مىكردند كه برف و باران درگذشت و حال آنكه از شدّت سير خود غفلت داشتند ، كه در جزئى زمان چند فرسخها از همان نقطهء سرما دورى جسته ، در مكان علاحدهء آرامى ، هوا
--> ( 1 ) . Gori .